شرح شیدایی عشق


عشق همچو ن طوفان سرزمین غبار گرفته وجود را پاک می کند و انگیزه رشد
و باروری روزافزون می گردد . ارد بزرگ (آرمان نامه)*


● عشق چنان شیفتگی در نهان خود دارد که سخت ترین دلها نیز ، گاهی هوس شنا در آن را می کنند . ارد بزرگ

_____________________


شرح شیدائی:


کی ز لبهایم بر آید

" شرح شیدائی " عشقم

من باین شو ر یدگی ها


مایه جان را سرشتم

هـمره هر قطره اشکی


گفته ام فریاد عاشق

با هر آن تک قطره اشکی


قصه ی دل ر ا نوشتم

من که در اوج کمالی


عشق را در سینه دارم

کی عجب باشد اگر من


"حرف" ر ا در سینه کشتم

گفته های عاشقانه


کی زبان عاشقان است

منکه عاشق تر ز عشقم


از سخن دیگر گذشتم

فرق عاشق دل بدنیا


با دگر مردم همین است

عشق چون باری به قلبم


کوله بار غم به پشتم

گفتگو حاصل ندارد


تک نگاهی صد کلام است

منکه دید م آن نگه ر ا


همچو حوری در بهشتم

شعر "شیدائی " سرودن


مذهب عاشق دلان نیست

عشق گر پرده دریدم


شاعری خودخواه و زشتم

پختگی ها د ر سکوت است


بلااخص در عشق عاشق

گر سخن گو یم به خامی


کمتر از آن تازه خشتم

عشق پرشو ر چو داری


خو د دگر رسوا ی عشقی

منکه حرفی هـم نگفتم


حرفائی مانده پشتم !!

گـفتن از احساس عاشق

چو گنه کرد بدنیاست

حرف من ماند ه بــه چشمم


همره اشک درشتم

گا ه در شوریدگی هها "


حرف گو یای دلم نیست

در پی تازه گلامی


بس درون سینه گشتم

گر به الفاظ زمینی


عشق را آلوده سازم

آسمانی عشق خود را


گوئیا بیهوده کشتم !!

سروده ی فرزانه شیدا

26 بهمن چهارشنبه 1362


هیچ گاه عشق به همدم را پاینده مپندار و از روزی که دل می بندی

این * نیرو را نیز در خویش بیافرین که اگر تنهایت گذاشت نشکنی

و اگر شکستی باز هم نامید نشو چرا که آرام جان دیگری در راه است . *ارد بزرگ*(آرمان نامه)*


برگرفته از : http://javedane-ha.blogspot.com/2009/08/blog-post_309.html


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

توجه:فقط اعضای این وبلاگ می‌توانند نظر خود را ارسال کنند.